اصول اصلی مدیریت زنجیره تامین

اصول اصلی مدیریت زنجیره تامین

اصول اصلی مدیریت زنجیره تامین

مدیریت زنجیره تامین یکی از المان های مهم در استراتژی های کلان بسیاری از شرکت های بزرگ و کوچک در سراسر جهان است. نوآوری های اخیر در تکنولوژی، شرکت ها را قادر کرده است که به شکل موثرتری بر روی المان ها و فرایند های اصلی مدیریت زنجیره تامین سازمان خود متمرکز باشند و آن ها را دنبال کنند. در چنین شرایطی ممکن است این سوال پیش بیاید که فرآیندهای اصلی مدیریت زنجیره تامین کدامند؟

زیر سازی و سازماندهی زنجیره ی تامین تمرکز اصلی مدیریت زنجیره تامین را شامل می شود، اما برای رسیدن به این هدف باید از موانع مختلفی عبور کرد.

این موانع شامل :

  • عدم اطمینان از حجم تقاضا که امری قابل توجه است و می تواند عملکرد پیش بینی شده را از نظر هزینه، سرعت، کیفیت و پاسخگویی، تحت تاثیر قرار دهد.
  • بازه های پاسخگویی طولانی و متغیر که معمولا به دلیل عدم توانایی زنجیره تأمین در تطابق به موقع با تغییرات محیطی اتفاق می افتد.
  • زیرساخت های اطلاعاتی ضعیف که از توانایی لازم برای جمع آوری، ذخیره سازی، تغییر و انتقال موثر و سریع داده ها برخوردار نیستند.
  • فرآیندهای تجاری اغلب به درستی طراحی نمی شوند. فرایند های داخلی و خارجی باید با توجه به شرایط در حال توسعه کسب و کار و پیچیدگی های زنجیره تامین، طراحی شده و به روز رسانی شوند.
  • معیارهای تجاری و سیستم های پشتیبانی نامناسب که در مقابل عدم قطعیت زنجیره تامین، بسیار ضعیف عمل می کنند

زنجیره تامین

 


برای تماشای ویدیوی آشنایی با مدیریت زنجیره تامین کلیک کنید


چهار اصل مهم در مدیریت زنجیره تامین  

اصل اول: تطبیق تجهیزات مدیریتی بر اساس نیاز مشتریان

 

گروه مشتریان، بر اساس پارامتر هایی مانند محصول و شاخه های مختلف صنعت  تقسیم می شوند. استفاده از یک رویکرد واحد برای خدمت رسانی به تمام مشتریان و در تمامی گروه های مختلف می تواند حاشیه سود و رشد متوسطی را به همراه داشته باشد که چندان ایده آل نیست. تقسیم بندی مشتریان به گروه های مختلف و تطبیق المان های مدیریت زنجیره تامین بر اساس نیاز های هر گروه، می تواند حجم فروش و نرخ رشد سود را به شکل قابل قبولی افزایش دهد. به بیان دیگر، مشتریان شما تا زمانی از نیاز های خود با خبر نیستند که رقیبان کاری شما، به این نیاز ها پاسخ دهند. بنابراین عنان کار را به دست بگیرید و نیاز های مشتریان خود را پیش بینی کرده و در استراتژی های مدیریت زنجیره تامین مد نظر قرار دهید.

 

اصل دوم: تنظیم شبکه لجستیک

پس از تقسیم بندی مشتریان، طراحی شبکه‌ی لجستیک قدم بعدی در مدیریت زنجیره تامین می باشد. شبکه لجستیک شما باید متناسب با ویژگی ها و کارکرد های هر بخش از زنجیره تامین، طراحی شود. برای رسیدن به استاندارد های معمول شرکت ها شما باید لجستیک، فعالیت‌های انبارداری و حمل و نقل کالاها را طراحی و سازماندهی کنید.

 

اصل سوم: تفکیک محصول مطابق درخواست مشتری

استاندارد سازی قطب مخالف تفکیک سازی است.  مهندسین کامپیوتر شرکت Dell  در استراتژی تفکیک سازی معروف هستند. آنها  محصولات  مشتریان خود را بر اساس نیاز آن‌ها سرهم و تولید می‌کنند. این روش باعث افزایش تنوع محصولات  می شود. اگرچه استاندارد سازی محصولات، کاهش هزینه های تولید و زیرساختی را به همراه دارد، اما می تواند منجر به رشد کمتری نیز شود. امروزه تفکیک سازی محصولات در صنایع آرایشی و بهداشتی بسیار رایج است. تولید کنندگان در این صنعت تلاش می کنند تا محصولات خود را مطابق با نیاز مشتریان و سلیقه بازار تولید کنند.

 

اصل چهارم: برون سپاری استراتژیک

برون سپاری به معنای واگذاری برخی از وظایف داخلی شرکت به بخش های بیرونی و شرکت های تابع کوچک تر است که در زنجیره تامین می تواند بسیار مفید واقع شود. این ایده سریع ترین روش برای کاهش هزینه های سازمان است. با این حال،  چند قانون طلایی در این راستا وجود دارد که یک سازمان باید در هنگام برون سپاری کارهای خود، آنها را دنبال کند. به عنوان مثال، شرکت ها نباید مهم ترین وظایف و عملکرد های هسته ای خود را برون سپاری کنند. شرکت های تابعه در فرایند برون سپاری باید متناسب با چارچوب های کاری، فرهنگ سازمانی و تعهدات مشخص انتخاب شوند. بهترین ایده انتخاب گروه کوچکی از افراد با دانش و مهارت کافی برای مدیریت بخش های برون سپاری شده و آموزش آن ها بر اساس نیاز های سازمان است.


تهیه شده در گروه تولید محتوای هلدینگ کاسپین